تبليغاتX
ایپک / نوشته های فرهاد باغشمال

 

اشاره ـ به جهت رکود اقتصادي و بالا رفتن خرج و مخارج زندگي، تا اطلاع ثانوي در يک حرکت انتحاري فعاليت‌هاي جنبي مثل تعبير خواب، دعاي گشايش بخت، وِرد کلّه‌ پا شدن اجنّه، دعاي محبت زن و شوهر، فالگيري، آب حوض‌کشي، پيرزن خفه‌کني و ... را به فعاليت‌هاي غير انتفاعي خود افزوده‌ايم. عجالتا اگر خواب دَرهَم بَرهَمي داريد به روزنامه سرخاب پيامک کنيد تا تعبير و تاويل کنيم.

با تشکر ـ استاد مُعبّر

 

چاوز: ديدن چاوز در خواب بسيار ارزشي است و البته آمد نيامد هم دارد، معمولا بعد از ديدن او، يک بيانيه تحريم دبش نصيب‌تان خواهد شد. اما گاهي هم خيلي خوب است و می توان هفته ها روزنامه ها را با این موضوع سرکار گذاشت.

* * * * * * * *

۲۰/۳۰:  رويت 30/20 در عالم خواب خيلي خيلي عالي است و خوشا به سعادت‌تان. چرا که شما مي‌توانيد واقعيت‌ها را از منظر ديگر که مقبول سليقه و دلخواه مسئولين اين برنامه هست، تماشا کنيد. 30/20 مي‌تواند سکوي پرش شما باشد و مثلا براي ماموريت خارج از کشور رهسپار شانزه‌ليزه گرديد. در تفاسير معتبر ديدن اين گونه خواب با تناول مقادير زيادي پشمک و تخمه ژاپني توصيه شده تا حال اساسي بدهد، اين نکته نيز قابل عرض مي‌باشد که کارشناسان معتقدند علت تعويض مکرر مجريان اين برنامه، دراز شدن تدريجي بيني آن بخت‌برگشته‌ها است. البته محض اطلاع بينندگان پروپا قرص اين برنامه عارضم که گويا مقرر گرديده، روي آرم برنامه تصوير مرحوم پينوکيو نيز حک شود تا لااقل کودکان راغب به ديدنش باشند. قابل ذکر است که بنا به برهان خلف، در صورت تماشاي ناخودآگاه و اتفاقي اين برنامه، خلاف ديده‌ها يا شنيده‌هايتان را فرض بفرماييد.

* * * * * * * *

خرما: خرما شيريني است به خصوص اگر در خواب روزه باشيد و بخواهيد روزه‌تان را با خرما افطار کنيد. اگر چه خرما در عالم حقيقت چيز جالبي نبوده و موجب آلام جيبي ـ روحي مي‌شود و آدمي را ياد مرگ و مجلس ترحيم و اين‌جور چيزهاي نااميد کننده مي‌اندازد ولي در کل مثل باميه چندان موضوعيت ندارد، نخوري که نمي‌ميري! اگر بر فرض محال براي منزل چند مثقال خريديد که موقع افطار سعي کنيد زياد بر روي قيمت آن تفکر نکنيد چون ممکن است هسته‌اش بپرد ته دل‌تان. توصيه مي‌کنيم که به جهت گراني در مجالس ترحيم بجاي خرما از زال‌زالک يا شاه‌دانه استفاده شود.     

* * * * * * * *

هسته: ديدن هسته‌ در خواب سردرگُمي مي‌آورد، و احوط آن‌که صدقه بدهيد که رفع بلا کند. اگر در خوابت‌تان هسته خرما يا شفتالو بود که‌ تعبير حد وسط دارد و کمي سردي کرده‌ايد نبات‌داغ ميل بفرماييد کم‌کم اين گونه چرنديات سودا گون از سرتان مي‌پرد، اگر در خواب هسته‌اي را در حال غني‌سازي ديديد که خوشا به سعادت‌تان، چون تا چند روز ديگر اتفاق‌هاي مبارکي جلو خانه‌تان بنفش (1) خواهد شد، در خواب هسته‌اي‌تان، دانستن آمار و ارقام توليد سانتريفوژ و آب سبک و سنگين و غيره‌ذلک نسبت به سپتامبر گذشته خيلي موثر است و رابطه مستقيمي با حل مشکلات بشريت خواهد داشت.

 * * * * * * * *

دانشگاه آزاد: بدبختي از اين بيشتر نيست که آدم دانشگاه آزاد ببيند، حال چه در خواب و چه در بيداري! و يقينا بعد از فوت پدر بدترين اتفاق در عالم هستي، ديدن دانشگاه آزاد در خواب است. خواب دانشگاه آزاد هم از دو جنبه قابل تفسير است: اگر دانشگاه آزاد را قبل از وقف در خواب ببيني، که لااقل براي تو معلوم و مبرهن هست که موقع واريز شهريه، بستگان سببي، نسبي، خوني و صيغه‌اي چه کسي را بايستي به نيکي ياد کني! ولي اگر دانشگاه آزاد بعد از وقف را در عالم رويا ديده باشي که بلاتکليفي بر تو مستولي خواهد بود از آن حيث که واله و سرگردان بماني که از فرط حرص و جوش ناشي از شهريه نجومي، اموات چه کسي شايسته مدح و ثناي چرب و چيلي باشند. 

 

 

(1) به جهت حذف رنگ س‌ب‌ز از جعبه مداد رنگي‌ام مجبور به استفاده از رنگ بنفش در متن گرديدم.

 

پ ن: چاپ روزنامه سرخاب

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 88/06/31 و ساعت 12:13 |

اشاره ـ به جهت رکود اقتصادي و بالا رفتن خرج و مخارج زندگي، تا اطلاع ثانوي در يک حرکت انتحاري فعاليت‌هاي جنبي مثل تعبير خواب، دعاي گشايش بخت، وِرد کلّه‌ پا شدن اجنّه، دعاي محبت زن و شوهر، فالگيري، آب حوض‌کشي، پيرزن خفه‌کني و ... را به فعاليت‌هاي غير انتفاعي خود افزوده‌ايم. عجالتا اگر خواب دَرهَم بَرهَمي داريد به روزنامه سرخاب پيامک کنيد تا تعبير و تاويل کنيم.

با تشکر ـ استاد مُعبّر

 

فرفره: ديدن فرفره در خواب تاويل‌هاي مختلف دارد، اگر مسير چرخش فرفره به سمت راست بود که عجالتا تا اطلاع ثانوي در حال هدايت شدن به راه حق و حقيقت هستي ولا غير، ولي اگر فرفره به سمت چپ ‌چرخيد که بگذار آنقدر بچرخد که سرگيجه بگيرد، چرا که اوضاع چپ فعلا قاريشميش بوده و اصولا چرخش هر چيزي به سمت چپ حاکي از فتنه بيگانگان است. اگر در خواب فرفره قرمز ديدي که نشان فريب است و زياد حساب ماوقع نگذار و اصولا در اين کارزا به وسايل غير چرخشي امروزي هم چندان اعتبار نيست چه برسد به فرفره  و قرقره و الخ...

* * * * * * * *

فالوده:  ديدن فالوده در خواب خيلي قمر در عقرب مي‌باشد. گاهي خوب است گاهي بد. مثلا اگر من و يا شما در خوابي وسط خيابان يک لنگه پا، کنار دُرشکه فالوده‌فروش ايستاده و فالوده بخوريم، تفسير مي‌شود که دو لَندهور علاف و بيکار در ملاء عام مرتکب فالوده خوري بودند، اما اگر وزير راه و ترابري اين کار را بکند نشان از مردمي بودن ايشان است تا بعدها بر فرق سرمان بکوبد. گذشته از تعبير سياسي تعبير پوپوليستي هم دارد؛ بدين سياق که اگر موقع خوردن فالوده دهانت سرد و کِرِخ گشت و دندان آسيابت هم تير کشيد يعني آن‌که دويست هزارتومان بابت عصب‌کشي دندان پياده شده‌اي، ولي اگر موقع فالوده خوري بدنت به سردي گراييده و موهاي تنت سيخ شد که به مرادت خواهي رسيد و به محض ديدن آن مراد وَر پريده موهاي تنت سيخ مجدد خواهند شد. اگر شيريني فالوده مذکور در حد اعلا بود که حاکي از آنست که به زودي کوپن قند و شکر اعلام خواهد شد، ولي اگر فالوده کم شيرين به خواب ديدي که با زنت دعوا خواهي کرد همين جوري! اگر فالوده را در قالب يخ زده تناول کردي،که آن چه در خواب ديدي آلاسکا بود نه فالوده، بهتر است به چشم پزشک بروي تا فرق بين آن دو را در چشمت فرو کند.

* * * * * * * *

کاکتوس: ديدن کاکتوس در خواب مادر زن است. اگر تيغ‌هايش خيلي بلند و تيز بود که نشان مي‌دهد قصد دارد در زندگي‌ات شورش کماندويي کند، ولي اگر تيغ‌هايش پُرز دار و کوچک بود که عن‌قريب با انقلابي مخملي دودمانت را بر باد خواهد داد. کاکتوس‌هاي کوچک چسبيده به کاکتوس مادر همان خواهر همسر است که تا ازدواج نکرده بيخ ريشت آويزان است. اگر در خواب به کاکتوس آب دادي که مادر زنت بزودي به ملکوت اعلي خواهد پيوست، ولي اگر خاک کاکتوس خشک و تَرَک‌خورده بود که عمر مادر زن دو چندان شده و سوهان‌کِشي روح مقدست مستدام خواهد بود.  

* * * * * * * *

عنکبوت: اگر در خواب عنکبوتي ببيني که به کنج سقف خانه‌ چسبيده که نشان از آن دارد که زنت از صبح تا شب در خيابان‌ها و پاساژها علاف است، اگر عنکبوت زنده در جيب کت و شلوارت بود که بزودي وام خواهي گرفت و هفت‌ هشت سالي را از بابت پرداخت اقساط افتادي ، اگر عنکبوت درون جيبت مرده بود که جايزه بانکي را برنده خواهي شد زهي خيال زرشک!  

* * * * * * * *

قبض: اگر همراه اول بود که که آش خاله است اگر ندهي مشترک مورد نظر تا اطلاع ثانوي قطع خواهد بود ولي اگر قبض خشکشويي بود که بايد موقع برگشت به منزل، تاپ و دامن همسر را از خشکشوي محل بگيري، چون به مهماني فردا خواهد پوشيد. در هر حال قبض را بايد پرداخت کرد چه در خواب و چه در بيداري.

 * * * * * * * *

 

پ‌ن: "تعبير خواب" را چند هفته‌اي است که در ستون زورنوشت روزنامه سرخاب تجربه مي‌کنم. چند شماره قبلي را فرصت نشد در وبلاگ بگذارم. نوشته مذکور دست پخت این هفته بود.

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 88/06/14 و ساعت 10:45 |

اندر حکایت نساء الوزراء

چالش ها، بایدها، نبایدها، بودن، نبودن، گشتن، گردیدن و الی آخر(!)

 

اول این که در مخیله ما نمی گنجد که ایده انتخاب وزیر زن را  از طرح های ضربتی، یک هویی و غافل گیرانه رئیس جمهور محترم بدانیم. بلکه یک نوع کپی برداری از کاندیداهای معلوم الحال، معلوم الماضی و معلوم المضارع است که البته آش ظاهراً آن قدر شور شده که فریاد آشپز را هم در آورده است. نشان به آن نشان که سخنگوی انتحاری نسوان محترمه و صاحب کتاب وزین «معجزه هزاره سوم» در وبلاق(!) خود داد و قال راه انداخته که الهَوار ما کجا و این ژیگول کاری ها کجا؟!

دوم و سوم و الی آخرش هم این که راستش ما هنوز فکر نکرده ایم تا معایب و مزایای وزیره بودن را کاشف شویم. چرا که اصولاً ما مردمان از نوع آزمون و خطا هستیم و هنوز این نوع وزیر Made In Iran در مرحله آزمایشی قرار دارد و به تولید انبوه نرسیده است.  

و دیگر آن که از وقتی ما چشم مان را باز کردیم این بانوان محترمه گله مند هستند که جامعه مرد سالار است و نگاه جنسیتی و از این نوع حرف های صدتا یک غاز.... و به ما (یعنی به آن ها) ظلم گردیده است. مثلاً در همین اداره ما هرکدام از بانوان محترمه به محض تشکیل خانواده، یک ماه مرخصی اعطایی گرفته به ماه عسل می روند و در غیاب شان وظابف باری بهرجهت شان می افتد روی دوش ما. بعد از هفت هشت ده ماه می شوند زائو و دوباره شش ماه می روند مرخصی زایمان و بعد که به سر کار بر می گردند، هر روز خدا ساعت دوازده رهسپار می گردند به مرخصی شیردهی و این مرخصی شیردهی هیچ وقت پایانی ندارد و بچه هر کدام شان اندازه یک خرس گنده می شود ولی هنوز از شیر باز نشده است و الخ... حالا کجای گیتی به این حضرات ظلم شده که من نمی دانم!

از بحث اصلی دور نشویم و بپردازیم به مقوله وزیره بودن در روزگار قرن بیست و یکی؛

با کمی تامل در می یابیم که جماعته مذکوره این گونه که شروع کرده اند و از آمارها پیداست، ظاهراً قرار است بشوند همه کاره مملکت! از دانشجویی در دانشگاه گرفته که کت و کول دانشگاه را به تصرف عدوانی خود درآورده اند، بگیرید تا ریاست ادارات، وکیل و وزیر و حتی پرزیدنتی بر سر می پروانند و آقایان هم که در بهترین حالت باید به فعلگی در استرالیا رهنمون شوند و در بهترین حالت تبعید به گینه بیسائو بابت سفارت. یعنی آن که شعر حافظ تجلی پیدا می کند که: شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی، مردی از خویش برون آید و کاری بکند.

حالا وخامت اوضاع به این حد نیست که برای مردان گیتی بیخ پیدا کند ولی خب کار از محکم کاری عیب نمی کند. از ما گفتن به جهت رسالت مطبوعاتی، توصیه های ایمنی را جدی بگیرید. اما محاسن و ویژگی های وزیر زن:

1.در جلسات کابینه، ورزای رجال دنبال اراجیف، جوک و متلک گویی و حتی پس گردنی نمی شوند و لااقل وجود بانوان باعث می شود کمی تشخص مردانگی محفوظ باشد.

2. با توجه به این که وزیر زن هم مثل همه بانوان نیاز به مرخصی شیردهی و زایمان و... دارد، به محض ترک وزارت خانه، کارمندان متبوع نیز جیم فنگ با دو در می کنند.

3.به جهت این که منشیِ کلهم روساء و وزراء از طایفه نسوان می باشند، پس وزیر زن نیز به تاسی از این بیماری سرطان گون، برای خود منشی خانم انتخاب می کند. و در اینجاست که وظیفه عوامل زیرزمینی که مدام زاغ سیاه منشی و رئیس را چوب می زنند، کاهش می یابد. فقط ممکن است که در عالم زنانگی بین وزیر و منشی، چشم و هم چشمی پدیدار گردد و مثلاً مانتوهایشان را به رخ هم بکشند که زیاد محل ماوقعی ندارد. چرا که ده بیست دقیقه بعد، آشتی می کنند.

4.وزیر زن به تبع زن بودن، باید به مراسماتی مثل سفره احسان، عروسی، عزا، حنابندان، عقد، جشن و... برود و برای مراجعه به هر کدام از این مراسمات، باید لباس های جدید تدارک ببیند. چرا که لباس های قبلی اش را همه بانوان دیده اند و تکراری ست. و برای یک زن، آن هم در حد وزیر، شایسته نیست چنین در ملاءعام ظاهر شود. پس تمام عمر وزارتش در بازار و پاساژها می گذرد و در غیابش، لاجرم باید معاون وزیر، به رتق و فتق امور بپردازد. که معمولاً هم معاون وزیر مرد است و علی الاصول، صورت مسائله کمی تغییر یافته و در حقیقت، مرد بر اریکه وزارت است.

5.از آنجا که وزیر زن و همکاران مونثش هم برای خود شوهر و فرزند دارند و به هیچ وجه من الوجوهی، به کَت شان نمی رود که ننه شان رئیس بازی می کند، پس تشکیل واحدهای سبزی پاک کنی، سیب زمینی سرخ کُنی و منجوق بافی، ترجیحاً در قسمت روابط عمومی با استقبال اناث مکرمه روبرو خواهد شد.

6.خیلی چیزهای دیگر که به جهت حجب وحیای مطبوعاتی، از گفتنش معذورم.

پیشنهاد: با توجه به سابقه بانوان محترم در ایجاد جنگ های روانی و پیشینه آنها در نزاع های فرازمینی، دیگر آب از سرمان گذشته، چه یک وجب، چه صد وجب. حالا که رئیس جمهور محترم، سه وزیره شده اند، پیشنهاد می کنیم یک وزیره هم برای وزارت جنگ تدارک ببینند؛ مطمئناً در این باب پشیمان نمی شوند. چرا که چنان دشمنان ایران زمین را به جان هم بیندازند که به گفتن نیاید.

قابل توجه سردبیر محترم: با عنایت به اینکه مدیر مسئول محترم آذرپیام نیز در زمره بانوان مکرمه می باشد و برای اینکه نان مان آجر نگردد، بی زحمت احتیاط به خرج داده و این نوشته را با نام مستعار چاپ بفرمایید؛ بعداً از خجالت تان درمی آییم.

 

پ‌ن1: چاپ هفته‌نامه آذرپيام مورخه 4/6/88

پ‌ن2: مدتي اين مثنوي تاخير شد، اگر از احوالات اين‌جانب جويا باشيد، الحمدالله سلامتي حاصل است و باقي بهانه...

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 88/06/07 و ساعت 12:31 |