تبريز 1400
سيزده سال بعد در چنين روزي...
شنبه10/12/1400 : يکي از همشهريان معلومالحال با غرق کردن خود در حوض واقع در ميدان ساعت تبريز، قصد ابراز برخي مشکلاتش را داشت که متاسفانه سخنانش در محاق بين فاضلاب و لجنهاي تهمانده حوض مدفون ماند!
بنا به گزارش خبرگزاري سرخاب نيوز، مقارن ظهر ديروز يکي از همشهريان، در اعتراض به پارهاي موارد خيلي جزيي، قصد ديدار با شهردار و يا رييس شوراي شهر را داشت که مامورين امر با حالت تبسم رو به ملاحت اعلام داشتند: "که مسئولين مورد نظر در مسافرت آخر هفته در مجمعالجزاير قناري بسر ميبرند و شايسته است که همشهري محترم در ساعات اداري يکي از ايام هفته آتي و البته با وقت قبلي مراجعه فرمايند"،...
فرد مذکور که عليالظاهر کارش خيلي ضروري و اورژانسي بوده، از موضوعي که موضوعيت چنداني هم نداشت عصبي شده و شيطان بلازده گولش زده و قصد خودسوزي نموده است، ولي از آنجا که به جهت کمبود بنزين در پايان سال هيچ راننده بيمعرفتي چهار ليتر بنزين به او قرض نداده لذا در يک اقدام خودسرانه(!) خود را به امواج بيخروش حوض مستقر در ميدان ساعت سپرده و مغروق (!) شده است.
گفتني است پزشکي قانوني ضمن مردود شمردن نظريه علت فوت بر اثر غرق شدگي، اعلام داشت که مُرده ياد شده بر اثر آشاميدن آب ناسالم و کثيف حوض جان به جان آفرين تسليم کرده است.
بازهم گفتني است که رييس شوراي شهر ضمن اعلام يک دقيقه سکوت به خاطر قربانيان حادثه زلزله صحراي شِنزِه واقع در جنوب برمه (!) بيان داشت که: فرد خودکشي کننده فوقالذکر معتاد بود نه چيز ديگر.
اين در حالي است که شهردار محترم در واکنش به سوال خبرنگاران علّاف، ضمن محکوم نمودن حساسيتهاي اَلَکي جرايد و تقبيح مطبوعاتي نمودن موارد جزيي شهر اولينها، فرمودند: فرد معتاد متوفي هيچ مشکلي نداشته و در ثاني با هر مشکل زپرتي که آدمي فکر خودکشي بر اذهانش نميآيد و اصولا گمانهزني کارشناسان محيط زيست حکايت از آن دارد که وي قصد آب تني در چلّه زمستان را داشته و بر اثر چاييدن فوتيده (!) است.
شايان ذکر است که شخصيتها، احزاب و مخصوصا چهرههاي مردمي از جمله: پروفسور بالتازار، تام و جري، معبد آمون، بل و سباستين، لوک خوششانس، پوآرو، بيلگيتس، ژاندارک، کافکا، کاندوليزا رايس و حسن مهديزاده ضمن محکوم نمودن حرکت مدرنيته و مخرب آن معتاد فريبخورده، حمايت قاطع خود را از حوض سنتي ميدان ساعت اعلام نموده و خواستار اشد مجازات براي آن متوفي شدند.
*******
پ ن1: برگی از تبریز 1400 – چاپ روزنامه سرخاب مورخه11/12/87
پ ن2 : دوست فاضل و اندیشمندم جناب حسن اسدی تبریزی، بالاخره تسلیم مدرنیسم از نوع بلاگ شده و اندیشه هایش را به روی وب نیز جاری ساخت. خواندن مطالبش در وبلاگ "کمی پنجره" پر فایده بوده و برای شب عیدتان تجویز می کنم. باشد همی که رستگار شوید.![]()
![]()

