شرحي بر مناقب دکتر شهلايي مهتر ورزش آذربايجان شرقي
يکي از ملوک تحميلي بر دولت علي آبادي را خواب چنان ديد که کلهم تيم هاي ورزشي استان آذربايجان شرقي کاکل مهترانند در ملل . حکما از تعبير آن بازماندند مگر ساققيز نويس که به جلي بجاي آورد و سخن شيخ اجل را به مصداق گفت : هنوز نگران است که ملکش با دگران است ! باري از آن روي که فضاحت در ورزش استان به اوج در رسيده ايشان را اين هزيانها عارض گشته و يحتمل سرايت اين ناخوشي به ساير مديران پروازي در رسد و چاره اش في الفور تبعيد ايشان باشد به جزيره موريس!
قدما روايت همي کنند که ايام بر ورزش قهرماني و پهلواني اين ديار بر وفق مراد بود و به مدد مديران تواناي اسبق ! کلهم تيم هاي پايه و اميد و صغير و کبير بر قطب ورزش ايران عرض اندامي بکردندي و شهروندان از شادي و پايکوبي قهرماني مکرر آنچنان اشباع که فوج فوج مدال و تنديس و کاپ بر کلکسيون تربيت بدني استان رحل اقامت کردندي . اقوام پايتخت را فکر بکري در يازيد زين حيث که تبريز قهرمان بلامنازع همه رشته ها بر آمده و بايست مديري توانمندتر بر اريکه آن نهاد تا مگر اين افتخارات کشوري به بين المللي بدل و ساري گردندي ...
روايت منقول و متقن به 29 فروردين سنه 1384 حکايت همي دارد که محبت مهرعلي بر دکتر جواد نازل گشتندي و او را به ديار مادري گسيل تا به وقت انتخابات به تيري دو نشان زند اگر عاقلان دانند . از آن يوم هماي سعادت بر فرق مبارک جناب دکتر جواد شهلايي بنشسته و به کرشمه اي زاکاس داد : جواد جان من آمده ام واي واي !
دکتر جواد بزرگوار چونان نگاه غمزده اي بر هماي سعادت انداخت که طفلک زهر ترک گرديد . گويند بادمجان هاي دور قاب في المجلس بر دکتر خرده همي گرفتند که تو مثلا خاک کشتي خوردي و حاشا از رسومات يلي و پهلواني که اين هماي سعادت را اينگونه بچزاني ، دکتر جواد نيشخندي تحويل داده و فرمود ديگر اوضاع بر وفق مدار باشد و خاک کشتي کيلويي چنده ؟ بچسب سياست را که فردا مال ماست :

چه غم ديوار ورزش را که دارد چون تو پشتيبان
چه باک از موج بحر آن که باشد مهر علي کشتيبان
اما بعد بر رزومه دکتر جواد همچون چهارشنبه يميشي همه گونه نخود و کشمشي يافت مي شود از قضاوت و داوري کشتي تا رييس هيئت اسکي و حتي مدير گروه تربيت بدني يونيورسيتي که در آخر به مدير کل تربيت بدني استان رضايت تن در همي داد .
ظريفي او را ندا فرمود که از براي فرداي روزگار به چه خواهي نازيد تا براي آيندگان نقل همي کني ؟ دکتر جواد به همراهي مشاورين فکري بکرد و از انبوه طرح هاي افتتاحي در سنه ماضي گفتندي و همان ظريف گير داد که اين افعال از مدير قبل به ارث رسيدندي و به شما فقط زحمت بريدن نوار افتتاحش ماندني و خود چه کرده ايد ؟ که عجالتا به اشارت چشم دکتر جواد ، احدي از بزن بهادران آن ظريف را فتيله پيچ و ضربه فني بنمود .
در نعت و وصف او همي گويند که فاميل سالار و زود رنج بودندي و انتقاد ناپذير و بدبين بر آدم و عالم که گويي دست تمام استکبار از آستين برون آمده تا او را از اين مسند بر زير کشند نشان به آن نشان که به تغيير مکرر مديران روي همي آورد و مسئولين هيئتهاي استاني به کسوت سرپرست مبتلايند و در خماري سمت " رياست " روز و شب خواب بر چشم نباشد .
اما به انبوه پروژه ها و پروگرام هاي عمراني اشارت خالي از لطف نباشد از صدها سالن رو باز و روبسته مجهز تا ورزش محلات و حتي ورزش بانوان و ديگر مهم علي الخصوص ورزشگاه 70 هزار نفري که يحتمل به 50 سال آتي چيدن چند سکو به پايان نرسد و کابوسي براي اين ملت همي باشد .
غير از پروژه هاي سخت افزاري چنين افتخار آميز ! بايست به افتخارات ورزشي اکتسابي غره شدن به غير از فوتبال که مبادا اعصاب خرد و کلان بر هم ريزد و بايد از کشتي که ورزش تخصصي جناب دکتر باشد حرف گفتن که يک نماينده به تيم ملي گسيل است که آن هم مقيم تهران باشد و تمرين و تيمارش به آنهاست و منت به امثال دکتر جواد نرسد و يا به اعمال مشابه دوچرخه سواري را مثال خوشتر آيد که به جربزه ورزشکاران و گارانتي همان پايتحت نشينان مي رانند و دکتر جواد حتي يک بار به عنوان مسئول لاستيک دوچرخه آنها را باد نزده تا امروزه بخواهد بر پشت آنها سنگر همي گيرد .
في المجموع اوضاع و احوال ورزش قهرماني استان به حدي رو به اعتذار سرطاني باشد که کار از سي سي يو و شيمي درماني بگذشته تا کارنامه تابناکي بر ديوار دفتر کار دکتر جواد مزين شود بدين سياق آنگاه که در المپياد ايرانيان به رتبه 23 رضايت همي داده تا کف مرتبي نثار دکتر جواد گرديدندي به انضمام ايول ايول هاي ممتد تماشاگران .
پ ن : برگي از ساققيز چاپ هفته نامه آذر پيام مورخه ۱۲/۶/۸۷


