تبليغاتX
ایپک / نوشته های فرهاد باغشمال

1ـ " سید اینترنت " مردی که این روزها چهارمین سال تولد وب نوشته هایش را جشن می گیرد ، حرفهای هایی رنگارنگ دارد : سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و گاهی گعده .... جالب اینجاست که اگر ورزشی هم بنویسد باز بوی سیاسی می دهد ، حتی غذا هم بپزد طعم دوم خرداد دارد ...  

وب سایت سید محمد ابطحی در زمره سایتهایی است که هر روزه کاویده ام و به اصطلاح در پیوندهای Favorites ام می باشد . چیزی که برایم خارج از کش و قوسهای سیاسی و جناح بازیهای موسوم مهم و عزیز است ؛ مداوم نویسی ایشان بوده بگونه ای که بی هیچ تعطیلی سایتشان همه روزه آپ است و این بزرگترین حسن و بهترین احترام به خوانندگان می باشد . او را فعالترین وبلاگ نویس حال حاضر ایران می دانند و  بی سبب نیست که سید اینترنت لقبش داده اند .  آقای ابطحی موفق باشید .    

۲ـ میلاد امام رضا مبارک ... این مطلب رو از یه مداح پیر شنیدم با وجود سادگی و عامیانه بودنش خیلی بهم چسبید : یک طواف مرقد سلطان علی موسی الرضا ـ هفت هزار و هفتصد و هفتاد حج اکبر است ...

۳ـ تابناک: کودک زنجانی در نامه ای به رییس جمهور درخواست دوچرخه نموده ، آقای احمدی نژاد نیز با اهدا دوچرخه ای او را خوشحال نموده .... 

بخش نظرات کاربران : ولی ای کاش پدر آن کودک برایش دوچرخه می خرید !

۴ـ می پرسی چه پیشرفتی کرده ام ؟

 جواب: شروع کردم که باخودم دوست باشم . ( سن کا )

پ ن :  ضمن تشکر از دوستان هم استانی شرکت کننده در نظر سنجی ، پس از 45 روز بخش مربوط به نظر سنجی صدا و سیمای مرکز تبریز را بستم و در هفته آتی جمع بندی آن را ارائه می کنم . 

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/08/30 و ساعت 13:54 |

                                        به بهانه ۲۹ آبان سالروز تصویب قانون کار

 

    موضوعی که در پوشش اصل 44 و خصوصی سازی ( خودمانی سازی ) فراموش شده عبارتست از : کارگر، حقوق حقه و آینده اش . به تعریف حضرات قانون گذار کارگر به مثابه وسیله ای تولیدی مانند انبردست و یا  آچار آلن می باشد و  با استهلاک و پیری ، ابزار جدید ( نیروی کار جوان و بیکار ) جایگزین آن می شود . این تعریف مودبانه ترین تعریفی است که می توان در این وانفسا و برهوت به " کارگر"  اطلاق نمود . حاشا از این بزرگواران اجتماع ...

خبرها در این خصوص نگران کننده است . هر چند آمار منتشره در رسانه ها و علی الخصوص سیمای ضرغامی حکایت از آن دارد که وضع نسبت به دوران سازندگی و خوانندگی (!) خوب است ولی آنچه که بنده از نزدیک و حداقل در بین صد کارخانه عریض و طویل شهرکهای صنعتی تبریز دیده و یا به واسطه دوستان می شنوم حقیقتی غیر از این خزعبلات است و به اصطلاح عوام به این آمار "خالی بندی" گفته و می افزایند آره جون عمت ....

از قرار اطلاع طرحی در دست است که کارفرمایان را مخیر می کند تا با قرارداد 29 روزه ( یک ماهه خیر ) از کارگران استفاده نمایند . اگر تا امروز کارگر از " امنیت شغلی " می نالید فردا با معضلات تازه تری مانند :حقوق و دستمزد نیم بند، بیمه و بازنشستگی منقطع ، مزایای پایان کار بلاتکلیف و ... دست به گریبان خواهد بود .

یکی از دوستان راهکار حل مشکلات کارگری را اتحاد آنها و درخواست مطالبات صنفی به صورت تجمع و اعتصاب می داند . در حالی که به نظر بنده مشکل جای دیگری است : تا زمانی که نمایندگان و لیدرهای کارگران مرکز و شهرستانها (در مجلس ، شوراها ، کانونها ، اتحادیه ها ، سندیکاها و ... ) حقوق بگیر دولت بوده و از حمایتها و ساپورتهای دولتی ( کارفرمای بزرگ ) بهره مند هستند جز این نمی توان انتظار داشت چرا که رفتارشان حکایت سیخ و کبابی است که هیچ یک نباید بسوزند که شایسته است برای مماشات بیشتر گاهی به نعل بکوبند و گاهی هم به میخ .... و قس علیهذا .

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/08/23 و ساعت 13:48 |

   " یاسمین " دختر کوچولوی سه ماهه و خوشگل حمید ( هم اتاقی دوران دانشجویی و دوست خانوادگی بعدی ) بهانه ای شد تا در روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری به زنجان سفر کنیم . قبل ها چند بار نیز به زنجان رفته و حتی در سال 67 و به واسطه شغل پدر یک سال و نیم در زنجان زندگی کرده ام .

اتوبان تبریز ـ زنجان فاصله بین دو شهر را به حداقل ممکن کاهش داده ، هر چند که در مسافرت بدین طریق از دیدن مناظر طبیعی و کوهستانی استان محروم می شوی و حتی شهرهای مثل میانه را نیز در مسیر اتوبان نمی بینی ...

شهر زنجان وسعت بسیار یافته ، پیشرفت شهر بیشتر به سمت دروازه تهران است . بافت مذهبی مردم و هیات حسینی این شهر زبانزد عام و خاص است . از شاعران حسینی این شهر که تاثیر به سزایی در شعر عاشورایی دارد می بایست به استاد کلامی زنجانی اشاره نمود ... در خصوص پوشش مردم علی الخصوص حجاب زنان خوشبختانه هنوز به میزان تبریز مانتوها و روسری ها کوتاه نشده ! از نظر فرهنگی مردمی با سواد و روشن بوده و زبان مادری شان ترکی است ، هر چند که متاسفانه در بین جوانترها و علی الخصوص دختر خانمها و کودکان در حال فراموشی است و تقریبا اکثر خانمهای جوان و دانشجو (وای مردم از کلاس !) فارسی صحبت می کنند ( لابد اینطوری احساس بالندگی فرهنگی می کنند و این مثل را فراموش کرده اند که چشمه باید از سرچشمه بجوشد ... ) و حتی کار تا آنجا پیش رفته که وقتی طاها ( پسر 4 ساله ام ) ترکی صحبت می کرد همه با اشتیاق و تعجب گوش می دادند و قربان صدقه اش می رفتند که گویی فتح بزرگی کرده ... زنجانی ها مردمی ساده و صادقند و به نظر من بزرگترین حسن شان مهمان نوازی شان است که حاکی از صفای دورنشان است  و الخ ...

غار " کتل خور " در مسیر زنجان به خدابنده قرار دارد که به علاقمندان طبیعت توصیه می کنم حتما از این غار بازدید کنند . فاصله غار کتل خور تا غار علیصدر همدان 120 کیلومتر است . درون غار شبیه علیصدر است با طاقدیسها و ناودیسهای زیبا که انصافا برای آماده سازی و زیبایی اش زحمت زیادی کشیده اند . غار پیمایی با پای پیاده و در خشکی انجام می شود و البته هنوز انتهای غار کشف نشده و آن طور که راهنما می گفت تعداد طبقات زیر زمین غار 7 طبقه است و با توجه به این که در زیرزمین چهارم آب جاری بوده و هم سطح آب غار علیصدر می باشد لذا  این احتمال وجود دارد که این دو غار به هم متصل باشند .

به سبب تعطیلی رسمی روز سه شنبه نتوانستم از موزه مردان نمکی دیدن کنم . چند قبضه چاقوی جیبی ( سوغات صنایع دستی زنجان ) برای دوستان خریدم . ضمنا کتاب " جامعه شناسی نخبه کشی " را در مسیر رفت و برگشت تا نیمه خواندم .

چیزی که الان عارضش شده ام دلتنگی ام به یاسمین کوچولوست . همین ...

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/08/17 و ساعت 11:1 |

      عرض شود فدوی روز دویم هفته مقارن با یکشنبه نهم شعبان المعظم سنه 1428 در معیت علیا مخدره ( ضعیفه اسبق ) اراده مبارک نمودیم در این قهقرای مدرنیت نفس مبارکمان را به انفاس قدسیه صاحبان کمال و عاشقان جلال جبروتی اهل معنا بپیوندانیم به بازدید از نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز . القصه پس از روده درازی های فراوان فی مابین جعده و تعویض دو فقره ارابه از تاکسی سمند قرتی و خط واحد مملو از نفوس به فرهنگهای نامیزان ، عیون مان به صحن نمایشگاه منور گردید و به جماعتی ملون و منقش از طایفه نسوان ایضا ...

حکمن ( حکما سابق ) و به صلاحدید سلطان بانو بدوا برای مبایعه فقراتی کتب دینی به سالن شهریار رحل نموده و البت آن چه که فی مابین کتب مذهبی مشهود بود قرآن مجید و مفاتیح الجنان به اندازه و رسم الخطهای متفاوت ایضا . خالی از عریضه نباشد که بازار کتب عرفانی ، درویشی ، خاطرات مریدان و مراد داغ بود که مهتران نیک از این چشمه ناب نیوشند و حقیر فقیر چون منی عاجز از این آبشخور ، که در ادراک نگنجد. این فقره نیز مستور نماند که در پاشنه سالن ، حجره ای موسوم به " تبریز بلاگ " منعقد بود و 8-7 جوان از فقرات اناث و ذکور به صرف چای مشغول ، و آن قدر گرم مصاحبت و مفاوضت بودندی که هوش از سرشان برفته و غافل از عالم پیرامون ، که مثال ترنج زنان مصر را به اذهان مبارکمان آورد که به رویت یوسف ، مدهوش و دستها ببرید بجای اکحال و الخ ...  بعد از چند بار دید زدن مان و سقیز شدن بر حجره " تبریز بلاگ "، طفلکی ژوگول برایمان از فواید سایت شان نطقید و ما هم در پیشگاه اهل منزل از فتوحات مجازی مان داد سخن راندیم و قس علیهذا ...

کاکل و شاه بیت نمایشگاه را در سالن امیرکبیر می یابی ، که هنرجویان هنرستان وزین استاد اقبال آذر هنرنمایی می نمودندی و از نقاشی ، کاریکاتور ، نمایش تیاتر و پانتومیم گرفته تا اجرای موسیقی زنده ( جانلی خودمان ) . که الحق و الانصاق نیک بایسته است به حضرات " دست مریزاد و خدا قوت " گفتندی که صحنه های بدیع و بکر خلق افکندی و در حظ تمام غور نمودیم . باری تب کتب علمی ، درسی و زبانهای فرنگی در این سالن فزون از حد بود و مشتاقان و طلاب مدارس عالیه هم بیشتر پی حل المسائل بودندی تا مباحث و مکاشفات .

سالن کتب بین المللی ( که سهند نامش است گویا ) شلوغ نبود و بیشتر برای متبحرین بود و پشت پیشخوانها هم به غایت اجنبی های فرنگی ، بالاخص هندی رویت می شد و از این سالن سر در نیاورده ، فی الفور به سالن مجاورش عزیمت نمودیم و بعد از آن نیز نظاره گر غرفه های مطبوعات استان . الیوم به طرفه العینی مکاشفه ای هم عایدمان گشت که یاللعجب مطبوعات استان آذربایجان شرقی بعد از طهران و مشهد رتبه سوم آمار تیراژی جراید را دارند که الحق می بایست احسنت گفت به این کمیت ! ولی در باب کیفیت ما خودمان با این سواد الکن خیلی حرفهای بالفعل و بالقوه داریم تا چه رسد به حاذقین ولایت . از محسنات افضل این سنه از نمایشگاه اعطای بن به واسط شعبه بانک رفاه مستقر در محل و بسته به مدرک تحصیلی ، که به اتفاق عیال در این قسم سوء استفاده فرهنگی نموده و حدود هشتاد هزار تومان بن ابتیاع نمودیم . عقربه های ساعت پیرامون نه شب را به رقص گذارده و کار بازدیدمان هم در شرف اتمام ...

فی الحال دو مشکل عارضم گشته ؛ از سویی کفشهای پاشنه بلند عیال معذبش نموده و بانک بر آورده که رمقی برای حرکت ندارم ، و مصیبت عظماتر کتب ابتیاعی است که سنگینی اش دیسک کمرم را می آزرد .

نرم نرمان قطرات باران پاییزی بر عینکم می غلطد و به اتفاق علیا مخدره عازم سرای ام الزوجه هستیم تا طاها ( ورثه اینجانب ) را که در آنجا به عاریه است برداشته و  عزم کاشانه نماییم . فی الحال ماییم و کتب خریداری شده که نمی دانم چه سان فرصت مطالعه و غورشان خواهد بود و یا این که مفتخر به زندان بانی این یاران بی زبان ایضا ... دیگر ملالی نیست تا وقایعه یومیه نمره دویم رخصت می طلبم .

 

الاحقر فرهاد باغشمال – تبریز سنه 1428  

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/08/08 و ساعت 10:20 |

1.اول هفته سرمای شدیدی خوردم . ادولت کلد ـ استامینوفن کدئین ـ دیفن هیدرامین کامپاند ـ  برم هگزین ـ سفتریاکسن ـ دگزامتازون و ...خوره جانم . دو روز هم مرخصی رد کردم ، آخرش هم به زور پونه( یارپیز خودمان ) از جا بلند شدم ولی فعلا صدایم گرفته ...

2. از اول ماه رمضان پیمان چهل روزه ای بود و دعای عهدی ... پی نیتی . دیروز سراغش را گرفتم ، گفت . خدا را شکر . العهد من الوفا .

3. جمعه گذشته مراسم بازنشستگی سه نفر از همکارانمان بود و آب قوره گیری و اشک . آخر سر هم ما جوانها را به هم سفارش کردند که قدر همدیگر را بدانیم . نمی دانم این حس قدر شناسی چرا بعد از این که نعمتی یا موقعیتی را از دست می دهیم در ما گل می کند و قبل از آن زیر زنی ، سوزن و قس علیهذا ...

۴.در سریال میوه ممنوعه ، سکانس مربوط به ملاقات حاج آقا فتوحی ( علی نصیریان ) و جلال ( امیر جعفری ) در زندان ، به این زودی ها از ذهنم پاک نمی شود . شاهکاری که با بده بستانهای استادانه نصیریان و بازی بی نقص جعفری همراه بود . و خود جناب نصیریان در مصاحبه ای صحه گذاشته که : خيلي خوشحالم كه بالاخره يك بازيگر جوان و خوب تئاتر استعدادهاي واقعي‌اش را بروز داد و در حد كمدي‌هاي تلويزيوني باقي نماند...

ایپک

 

 ۵. تو خبرها خوندم که امینه اردوغان همسر نخست وزیر اسلامی ترکیه در دیدار با لورا بوش دیوان اشعار مولانا را به وی هدیه داده ( شما به این حرکت چی میگین!؟؟ )

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/08/01 و ساعت 11:20 |