تبليغاتX
ایپک / نوشته های فرهاد باغشمال

     کسانی که در کنسرت چند سال قبل استاد شهرام ناظری در نمایشگاه بین المللی حضور داشتند ( سی دی اش موجود است هر کسی خواست در خدمتم ) نهایت آبرو ریزی را دیدند که چگونه حق موسیقی ـ استاد و شنونده  به واسطه مسئولان غیر متخصص و عجول ادا شد . کنسرت در فضای باز برگزار شد ، از وضعیت اسفناک بلیط و صندلی اجاره ای می گذرم که شرم آور بود ، به جز صدای موسیقی هر صدای ناموزونی قابل شنیدن بود : همزمان با شروع آواز ، صدای اره برقی از همان نزدیکی محل شنیده می شد که چوب می برید و اعصابمان را ایضا ، صدای کودکان که برای پفک و بادکنک گریه می کردند ، هر کس و ناکسی با هندی کم و گوشی موبایل در حال فیلمبرداری بود و ... تا آنجا که تحمل استاد نیز طاق آمد و از وضع موجود شاکی شد و آرزوی یک سالن مناسب برای برگزاری چنین مراسماتی در شهر شهریار و شمس تبریزی نمود .

و اما ...

حدود یک ماه قبل از علی آقا خیرخواه شنیدم که قرار است استاد شجریان در تبریز کنسرت برگزار کند . او را به گفته های خودم گواه می گیرم که همانجا گفتم که یا این کنسرت برگزار نمی شود و یا اگر انجام شود همان آبرو ریزی که در کنسرت استاد ناظری پیش آمد را شاهد خواهیم بود . دیروز  وقتی در تابناک خواندم که این کنسرت به همان دلایل عرض شده ( نبود محل مناسب ) در تبریز لغو شده و به اصفهان انتقال یافته ، خدا را شکر و به جان مسئولان شهرمان نیز دعا کردم که حداقل شاهد حوادثات مترقبه و غیر مترقبه گذشته نخواهیم بود . چرا که آب رفته ( در اینجا آبرو ) به جوی بر نمی گردد ...

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/26 و ساعت 8:32 |

     وودي آلن نامي بود که در دوران دبيرستان که عشق هنر هفتم خفه ام کرده بود مجذوبم ساخته بود . 10-12 سال قبل اينگونه نبود که به لطف دانلود و سي دي و امثالهم بتواني مطلب و فيلم بيابي . براي يک فيلم ويدئو ناقابل بايد دو ساعت التماس ( محمد ... ) همکلاسي ام را مي کشيدم تا از آرشيو پدر مرحومش برايم کتاب يا فيلمي از وودي آلن بياورد . تازه از اول تا آخر زنگ مدرسه آن را زير پيراهنم مخفي مي کردم که مبادا به جرم شبيخون فرهنگي ... بماند... راستش اين روزها وقتي مي بينم که جوانان و نوجوانان با اين همه امکانات سمعي و بصري در اختیارشان ، فکرشان پي " دوربين مخفي " " عکس خفن و توپ " و امثالهم است حسرت گذشته را مي خورم . گذشته اي که چندان دور نيست ۱۲-1۰ سال قبل ....

سال 76 و هم زمان با روزهاي دانشجويي قرار بود در يکي از شهرستانهاي کوچک استان مان براي يک جشنواره دانشجويي يک فيلم داستاني تهيه شود و از سر لطف تهيه کننده و کارگردان بنده هم از دور دستي بر آتش داشتم . در کل اين شهرستان يک دوربين ويديويي ام 3000 نيافتيم و تازه به لطف تبريزي بودن من و پارتي بازي از چند سازمان عريض و طويل تبريز نيز موفق به عاريه گرفتن دوربيني نشديم !... و حالا دوربينها و موبايلهاي دوربين دار با قابليت بالا صرف هرز و طنز و لودگي است و حسرتش براي من و هم سن هاي آن روزهايم و  قس عليهذا ... 

 

ایپک

بگذريم ، داشتم از وودي آلن مي گفتم . وودي آلن کارگردان آمريکايي ، سلطان طنز و بداهه گويي است . کاريکلماتورهايش سرشار از زيبايي ( اما تلخ ) است  او در جملاتش مرزها را در نورديده و بدون هر گونه خود سانسوري واقعيتهاي اجتماع را در چند کلمه بيان مي کند . گلچيني از جملاتش مي نويسم و اگر اقبال عمومي داشت و به مذاق خواننده خوش بود بعدا نيز از او خواهم نوشت : 

 

ـ اگر ميخواي کاري کني که خدا بخندد برايش از برنامه هايي که در ذهن داري بگو .

ـ معتقدم هميشه يکي بر اعمال ما نظارت دارد . متاسفانه اون " دولت " ه .

ـ اگر فيلمي بسازم و از آن استقبال نشود ، آن وقت مي فهمم کارم درست بوده .

ـ خانواده من اين قدر بدبخت بود که زن همسايه مرا زاييد !

ـ اين قدر فقير بوديم که پدرم موقع خواب باطري هاي ساعت را در مي آورد .

ـ خانواده ام بالاخره دريافتند که آدم رباها مرا دزديده اند. پس سريع دست بکار شده و اتاقم را کرايه دادند .

ـ چرا روزهاي زندگي ما " شمرده " ميشوند ؟ چرا " توصيف" نميشوند؟

ـ در خانه من رئيسم. خانمم فقط يه تصميم گيرنده است !

ـ من از مرگ نمي ترسم. فقط ميخوام وقتي اين اتفاق مي افته من در صحنه حاضر نباشم .

ـ مردن از معدود کارهاييه که ميشه به سادگي با دراز کشيدن روي زمين انجام داد .

ـ ازدواج مرگ اميدواريست .

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/22 و ساعت 23:56 |

عید فطر مبارک

 

     معنی لغوی " فطر و فطور " خوردن و آشاميدن است .اما حضرت علی علیه السلام می فرماید : فطرالله توحید ( توحید خدایی در انسان فطری است ) و به نظرم از نظر معنایی فطر به این جمله قریب تر و مانوستر است یعنی به معنای رجوع به فطرت الهی .عید فطر یعنی عید بازگشت به فطرت الهی ، گویی بعد از رمضان از نو متولد شده ای .... بعد از یک ماه کنکاش و ( شاید ) زدودن گنــــــاه و پاکــــــی دوباره چون نوزادی، تولدی نـــــــو را تجــــــربه می کنی. 

 

عید فطر روز هدیه گرفتن است و توصیه است به دعای زیاد در این روز ، آن گونه که در قنوت های نماز عید فطر آمده است . امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه وداع شیرینی با ماه مبارک رمضان و استقبال از عید فطر دارد :

پروردگارا! بر محمد وآل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشايى آنچه در پنهان و آشكارا گناه کرده ايم ... خداوندا! دراين روزعيد فطرمان كه براى مؤمنان روزعيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى؛ ازهر گناهى كه مرتكب شده‏ايم و هر كار بدى كه كرده‏ايم وهر نيت ناشايسته‏اى كه در ضميرمان نقش بسته است ‏به سوى تو باز مى‏گرديم و توبه مى‏كنيم، توبه‏اى كه در آن بازگشت ‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد. بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت ‏به سويت و توبه ازگناهان عطا فرما.

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/18 و ساعت 14:52 |

      از محسنات ماه رمضان ، مهمانی و افطاری و تجدید دیدار خانوادگی است و بالطبع بعد از افطار هم بحث های روز نقل محافل . از هر دری هم سخنی هست : انرژی هسته ای ، تعطیلی های احتمالی بعد عید فطر ، گرانی کالاها ، کارت سوخت بنزین ، شبهای قدر و بک یا الله ، وام و قسط ، .... و برنامه های تلویزیون .

 

1. نقد ( در اینجا به معنای مسخره گرفتن ) سریالهای آبکی سیمای ضرغامی هم که در این میان جای خود داشته ، طنزها و SMS پیرامونش بسیار ... نمی دانم دست اندکاران سیما با این برنامه های به اصطلاح دینی چگونه می خواهند اثرگذاری مثبت کنند که خلق الله را به انواع و اقسام تشکیک و شبهه دچار کرده اند و گروهی را هم به توهم ایضا ... البته این حرفم را یادگاری داشته باشید که این طور که از قراین و سیاست این جماعت سیمایی پیداست سال بعد رمالی ، جادو و جنبل ، دعانویسی ، چشم نظر و امثالهم را هم بنام " دین " به خورد 70 میلیون نفر خواهند داد . و خواهیم دید که الیاس خان ( شیطان ورژن 87 ) متولد خواهد شد و این دفعه دعای محبت مرد به همسر ، دعای گشایش کار ، دعای قبولی کنکور و ... ارائه نموده و برای نابودی دشمنان مومنان ( که اتفاقا در  این سیما همه ساده لوحند ) تخم مرغ خواهد شکاند ! و قس علیهذا ....

 

2. در بین این افاضات و اجتماع فامیلی ، گریزی هم به سیمای آذربایجان شرقی ( مرکز تبریز ) زده شد ... و از برنامه کودک گرفته تا سریالها ، موسیقی ، گویش ، برنامه های متفرقه و ... کلی حرف زده شد که البته برای پرهیز از پیش داوری و جهت جلوگیری از القا هر گونه شائبه ای همه این حرفها و نقدها  را می گذارم تا بعدا بنویسم . فعلا عجالتا یک نظر سنجی چهار گزینه ای است که همشهریان آذربایجان شرقی اگر حوصله شان رسید ، منت بگذارند و نظرشان را ابراز فرمایند تا پس از اینکه یک نمونه آماری شبه استاندارد آماده شد صحبت هایم را ادامه دهم .

ضمنا برای  محاسبه دقیق تر هر کامپیوتر ( هر نفر ) قادر است فقط یک رای در روز ثبت نماید و انتخابهای بعدی از یک کامپیوتر در یک روز ، در آمار گیری محسوب نمی شود .

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/14 و ساعت 10:34 |

    دموستن (خداوندگار سخن ) از دیوارها و سقف غاری میخ ها و تیغ آویزان کرده بود تا حین تمرین سخنرانی ، حرکات اضافی دست و پا و بدنش به تیغها برخورد کرده و زخمی کند . درست مثل حالا که باید حرفها را طوری زد که به کسی و به هیچ تیغی بر نخورد . دموستن وار حرف زدن باعث می شود که آدم 30 سال حرف بزند و حرفهایش هیچ اثری نداشته باشد . درست مثل شیعه علی که پیروش هر حرفی بزند به یکی بر می خورد . درست مثل مولایش علی . و اگر حرفی زده شود و به کسی بر نخورد این شیعه علوی نیست . این شخصیت مقابل علی است که بر اساس مصالح حرف می زند نه بر اساس حقایق . هم عبدالرحمان عوف پول پرست راضی است و هم عابدان .

و علی اینجاست که تنها می ماند .... 

( مقدمه تشیع علوی و تشیع صفوی ـ 9/8/1350مصادف با یازده رمضان ـ دکتر علی شریعتی )

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/07 و ساعت 9:26 |

ایپک

    دیشب بعد از افطار با چند تن از دوستان جهت پیگیری موضوعی به محله سید حمزه رفته بودیم . در بازگشت سری هم به مقبره الشعرا زدیم . محوطه سر سبز اطراف آن تقربیا خلوت بود . درب ورودی تالار اصلی منتهی به آرامگاه استاد شهریار (ره) ، بسته بود و به ناچار از طبقه فوقانی و از روی قسمت شیشه ای ( نورگیر ) فاتحه ای فرستادیم .

سال 1358یعنی زمانی که 4 سال بیشتر نداشتم در محله عارف ( نزدیک مقبره الشعرا ) ساکن بودیم . می دیدم که بنای بزرگی در حال ساخت است و جرثقیل بزرگی نیز در ارتفاع بسیار بلند و در میانه بنا قرار دارد . حس کودکی همیشه نهیبم می زد که این بنا چیست و پس از پایان بنا آن جرثقیل را چگونه از وسط آن بیرون می آورند ؟ سالها گذشت و پس از فوت استاد شهریار آن بنا تکمیل تر و پر رونق تر ( ! ) شد ....

 

قدمت مقبره الشعرا به قرن ششم هجری قمری مصادف با وفات شاعران نامی چون : خاقانی و ظهیر بر می گردد . در این زمان شهر تبریز پایتخت حکومت اتابکان آذربایجان بوده و ملجا و محل امنی برای شاعران .

خاقانی و ابوالعلا و فلکی ( از شروان و گنجه ) ، ظهیر فاریابی و شاهپور نیشابوری ( از خراسان ) به تبریز آمده و در این شهر زیسته و بدرود حیات گفته و در این محل دفن شده اند . البته شاعران دیگری نیز از دوره ایلخانیان ، ایلکانیان و آق قویونلو در این محل مدفونند که به سبب زلزله های زمانهای گذشته اثری از مقبره آنها به جا نمانده است . شاعران بزرگی چون : خاقانی شروانی ، اسدی طوسی ، ظهیر فاریابی ، مجیرالدین بیلقانی ، قطران تبریزی ، شاهپور بن محمد اشهری سبزواری ، خواجه همام تبریزی ، شمس الدین سجاسی، ذوالفقار شروانی ، مغربی تبریزی ، مانی شیرازی ، شکیبی تبریزی و ...    

بــــــرای مقبره الشعرا نامهای دیگری نیز منقول است : حظیره الشعرا ، حضیره القضاه ، قبرستان سرخاب .

وجــود شهریاران یاد شده انگیزه مسابقه طراحی بنای یادبود در سال 1350 شد که در نتیجه طرح پیشنهادی آقای غلامرضا فروزانفر انتخاب ، و اجرای آن آغاز شده و در سالهای پس از پیروزی انقلاب تکمیل گردید. پس از وفات استاد شهریار و بنا به وصیت ایشان در آنجا مدفون شدند . گویی آن حلقه انگشتر ، نگینی چون استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار را کم داشت تا تکمیل تر شود ... 

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/04 و ساعت 13:11 |

ایپک

 

بالاخره بازتاب فیلتر شده ، پلمپ شد . همین ....

.

.

 

راستی سایتهای فیلتر شده را با فیلتر شکن می بینیم .

می شه یه روزی برسه که نرم افزار یا سایت " پلمپ شکن " هم باشه ؟؟؟!!!!  

....

یه لطیفه به ذهنم اومد !

این لطیفه حذف شد .

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/07/02 و ساعت 9:47 |