تبليغاتX
ایپک / نوشته های فرهاد باغشمال

    پنجشنبه شب بعد از افطار به کوه عینالی رفتیم ، البته به خاطر تاریکی هوا از جاده آسفالت حرکت می کردیم . کناره های مسیر آسفالتی کوه از هر ده متر یک تیر چراغ برق تعبیه شده و تقریبا روشنایی قابل قبولی به جلو پا می بخشد . راستش تا حالا شب به کوه نرفته بودم . ابهت و عظمت کوه در تاریکی مسخ انگیز ( لغات جدید ابداعی خودم ! ) است در ضمن باد نسبتا ملایمی نیز می وزید . مهمترین قسم موضوع اینجا بود که طاها ( ورثه اینجانب ) چه موقع صعود به کوه و چه موقع فرود قدم از قدم بر نداشت و در کول ( و همچنین گردن ) اینجانب موفق به فتح کوه عینالی شد و البته از ثمرات کوهنوردی این شب خشک شدن گردنم بود در روز جمعه !!

در کوه دو طیف همه نگاه را به خود جلب کرده بودند . یک عده از نوجوانان و جوانانی که از برخی مساجد و پایگاههای مقاومت و با لباس فرم بسیجی آمده و گویا عینالی را با شلمچه اشتباهی گرفته بودند و کجایید ای شهیدایی خدایی سر می دادند و ایضا مرگ بر بی حجاب ....

قسم دوم هم جوانان لاابالی که جلو چشم اهل و عیال مردم باهم هر شوخی جلفی می کردن و آواز می خواندند که : گجه لر فکرونن یاتا بولمورم ....

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/31 و ساعت 10:50 |

     ساعت 50/8 دیروز زلزله ای به مقیاس 4/4 ریشتر تبریز را لرزاند . موقع زلزله من سرکار بودم ، در ابتدا یک پس لرزه خفیف آمد که فکر کردم شاید به خاطر روزه فشارم افتاده اما بعد زمین شروع به لرزیدن کرد .... چند دقیقه بعد اکثر همکاران با نگرانی به منزل خود و آشناهایشان ( به خصوص افراد ساکن در شهرک باغمیشه )  زنگ می زدند تا ببینند اوضاع از چه قرار است .

تبریز در مجاورت دو خط گسله ( شمال تبریز و گسل آذرشهر ) قرار دارد . در واقع کمربند شمالی تبریز از سمت فرودگاه تا بزرگراه پاسداران ـ فهمیده ـ باغمیشه ـ ولیعصر ـ رشدیه روی گسل زلزله می باشد . این اطلاعات برای همه مردم تبریز اظهر من الشمس بوده و تقریبا به یک صحبت معمولی ( اما خطرناک ) تبدیل شده ولی با این همه اطلاعات و با وجود اخطارهای شدید کارشناسان امر ، ساخت و ساز مسکن ( بالاخص مجتمع های آپارتمانی و برج ) در این مناطق بسیار بوده و رونق قیمت مسکن نیز از سایر مناطق بالاتــــــر  !!

چند وقت پیش با یکی از آشنایان که در یکی از سازمان ها مطالعات زمین شناسی می کند ، صحبت می کردم اشاره هولناکی بر این موضوع نمود که:  در صورت وقوع زلزله بالای 5/5 – 6 ریشتر در تبریز آمار خسارت و تلفات جانی در مناطق روی گسل از حادثه بم بیشتر خواهد شد .

با این همه دلایل متقن و اطلاع رسانی کامل ، چرا رونق و پیشرفت تجاری این مناطق بیشتر از سایر جاهاست و چرا مسئولان شهری با صدور مجوزهای بی رویه بر توسعه کمی و کیفی این شهرکها می افزایند و با موضوع در حد نیشخند ، شایعه ، لطیفه برخورد می کنند ؟

 

                 ( برای مطالعه مطالب راجع به زلزله ۱۱/۹/۸۶ به صفحه نخست مراجعه فرمایید )

 

مطالب مرتبط : ( روی گزینه مورد نظر کلیک فرمائید )

ـ صدای زلزله در تبریز

ـ گسل شمال تبریز

ـ تصاویری از ساخت و ساز در حریم گسل شمال تبریز

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/26 و ساعت 8:55 |

   داشتم فکر می کردم که مطلبی را برای ماه مبارک رمضان بنویسم که کلیشه ، تکراری و برداشتهای آزاد از منابع مختلف نباشد مطالب زیر را در سرویس اداره تو ذهنم مرور ( تهیه ) نمودم و برداشتهای کاملا شخصی است :

   یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون ( بقره 183 )

ای کسانی که ایمان آورده اید نوشته شد بر شما روزه ، همانگونه که بر اقوام پیش از شما نوشته شده بود تا متقی ( پرهیزگار ) شوید .

 1. یا ایها الذین آمنوا : برداشت زیبایی از این جمله می توان داشت ، هر کسی را که می خواهیم صدا بزنیم صمیمی و خوب ندا کنیم . تاثیرگذاری بر روی فردی که او را با محبت و صمیمیت و ادب صدا می کنیم بیشتر است . این نیز بماند که از ویژگی های سور مدنی است که در موقع ندا  با ( یا ایها الذین آمنوا ) آغاز می شود برعکس سوره های مکی که با ( یا ایها الناس ) شروع می شود .  

 2. کتب : این کلمه واجب فاعلی نیست . مثل نماز یا شرب خمر دستور اکید نمی دهد بلکه  به نظرم از حسن مهربانی حضرتعالی بهانه ای  است برای مفر روز قیامت . در این مورد می توان به حدیثی از پیامیر اکرم (ص) اشاره کرد : الصوم لی و انا اجزی 

 خداوند می فرماید : روزه مال من است و خودم پاداشش را می دهم . ( اجزی با فتحه )

آقای جوادی عاملی تفسیر شیرینی بر این روایت دارد و اجزی ( را به ضمه ) می خواند و معنا می کند :

خداوند می فرماید روزه مال من است و من خودم پاداش اویم .

 3. تتقون : ( از ریشه کلمه تقوا – وقی ) بدین تعبیر که متقی بودن هدف نیست بلکه وسیله ای است برای دست آوردن کرامت . ( ان اکرمکم عندالله اتقیکم )

بقیه مطلب در این خصوص بماند برای عید فطر ـ اگر عمری بود . التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/21 و ساعت 10:56 |

    بنده به صورت نیمه وقت مشاور یک شرکت خصوصی هستم  و در خصوص مسائل فنی و بازار اینترنتی اطلاعاتی را با مدیران شرکت رد و بدل می کنم . این شرکت به دنبال یک اسم با مسما برای بخشی از خدمات ویژه دفتر مرکزی اش بود ، چندی قبل از من خواستند تا  در این مورد تحقیق کرده و اسمی مناسب پیدا کنم . بسته به نوع خدمات شرکت و علی الخصوص محل آن که در تبریز است بالطبع چند واژه ترکی نیز در ذهنم بود ...  

وقتی به مدیر شرکت کلمات پیشنهادی ام را  ارائه کردم با تعجب دیدم که به کلمات ترکی و فارسی چندان رغبتی نداشته و یک واژه انگلیسی را برگزید . با تعجب مضاعف تری علت امر را پرسیدم ؟

گفت : وا... تو این زمونه الفاظ فارسی بین عوام ترک نشین استقبال نمی شود و بالعکس اسامی ترکی نیز مورد رضایت مسئولین نیست . فلانی ( خطاب به من ) همین نام خارجکی خوبست بگذار به ما بگویند غربزده . بهتر از آنست که نان مان آجر باشد !

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/17 و ساعت 10:29 |

    این مطلب طنز رو چند روز پیش یکی از دوستان برام SMS زده،به نظرم جالب بود . ضمن اینکه باید عرض کنم که  واقعا حوصله می خواد آدم دو ساعت بشینه و این همه کلمه رو به گوشی موبایل تایپ کنه .  
يه روز دانشمندا داشتن با هم قايم موشک بازي مي کردن. انيشتن چشم مي ذاره و نيوتن ميره پشت سر انيشتن يه مربع به ضلع يک متر مي کشه و توي اون مربع مي ايسته! وقتي شمارش انيشتن تموم ميشه بر مي گرده و نيوتن رو مي بينه! ميگه: نيوتن! سوک سوک! نيوتن ميگه: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم: مساحت اين مربع 1 متر در 1 متر ميشه 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستادم! بنابراين نيوتن بر متر مربع ميشه پاسکال !!

 

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/14 و ساعت 12:17 |

 میلاد نور مبارک

 

السلام علیک یا نور الله الذی به یهتدی المهتدون

 

می رسد خورشید پاک و روشنی

                                  زیر پایش نور قربانی کنید ...

 

     صرف نظر از فطری بودن مفهوم انتظار و  منجی آخر الزمان ، به شهادت اسناد تاریخی در میان اقوام مختلف گفتگوهای متفاوت و بسیاری در باب مصلح آخر الزمان می توان یافت .  واژه " منتظر " و  "مصلح جهانی " در تمام مکاتب و مذاهب مورد بحث قرار گرفته و هر یک از این فرق به زعم خود از " موعود " صحبت نموده اند . کتب ادیان بزرگ الهی چون اسلام ، مسیحیت ، یهودیت این رخداد بزرگ را وعده داده و پیروانشان را به ظهور منجی آگاه نموده اند .    

موعود نه یک تئوری و خرافه ، بلکه واقعیتی است که در جان انسان نهفته است . از یک سو عقل و از سویی بیان مشترک تمام انبیاء بر این اتفاق خجسته صحه می گذارد.

در بین مکاتب و نویسندگان ادبی ، کافکا را می توان مثال زد که با وجود اینکه نوشته هایشان دارای مضامینی یاس برانگیز و نومید کننده است اما در ورای حرفهای نومید کننده اش ، احساس انتظار وجود دارد . آنجا که می نویسد : " مسیح روزی خواهد آمد که دیگر نیازی به او نیست ، مسیح یک روز پس از ورودش خواهد آمد ، در واپسین روز نخواهد آمد، بلکه در واپسین واپسین روز .... "

این جمله و مشابه آن در حالی که با چاشنی منفی گرایی و یاس همراه است ولی به هیچ وجه کتمان و تکذیب منجی نیست . چرا که به اعتقاد نویسنده آن ، برای نجات به ظهور مسیح نیاز است و این انتظار آنقدر طولانی شده که طاقت نویسده را بریده است .

در فرهنگ شیعی قائل شدن به مقوله انتظار با  رنگ و لعاب خاصی همراه است . ما معتقدیم که استقرار امام برای برپایی عدل و احیای حقیقت است .

اگر در تصورات عامی دیروزی و به تناسب فرهنگ آن ، ظهور امام همراه با شمشیر و خون ریزی و  کشت و کشتار بود نیز صرف احیای عدالت بود اما به زور شمشیر .  

در حالی که به نظر من امام نگین نابی است که برای احیای عدالت و حقیقت ظهور خواهد کرد تا ادیان و تمدنها را ( به هم نزدیک و ) در آمیزد ، داد حق از ناحق ستاند اما نه با چهره ای آمیخته به خشونت و شمشیر که هر کسی را از دم تیغش گذراند . بلکه به تاسی از جد بزرگوارش علی (ع) ، با سلاح جاذبه و دافعه و با رافت و جوانمردی .

آری منجی خواهد آمد تا دنیا را نور باران کند که الله نورالسموات و الارض .

او خواهد آمد تا دنیا را پر از بنفشه های زیبای بهاری کند .

او خواهد آمد تا عدالت را گستراند . عدالت یعنی آنچه مستحقش هستی را به رضایتت عطا می کند .

به هر اسمی که آرامش می یابی منتظرش باش و صدایش کن : منجی ، موعود ، گودو ، ويشن، سوشيانس، ماشيع ، مسیح ، مهدی و ....

او خواهد آمد ...

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/06 و ساعت 15:25 |

مجنون خواست که پیش لیلی نامه ای نویسد. قلم در دست گرفت: «خیال تو مقیم چشم است و نام تو از زبان خالی نیست و ذکر تو در صمیم جان جای دارد. پس نامه پیش کی نویسم، چون تو در این محله ها می گردی؟» قلم بشکست و کاغذ بدرید...                   مقالات مولانا(فیه ما فیه)/ ویراسته جعفر مدرس صادقی/ص:53

.....

 چند روزیه دمق و کسلم . شاید برای کار بیشتره ....

دلم می خواد وبلاگم نام مستعار داشت و مثل خیلی ها هرچی دوست داشتم هوار می نوشتم .

یه جا خوندم که وبلاگ نویسی نوعی دماسنجی فرهنگی است . عجب !!!!!!!!!!!!

......

  ملالي نيست جز دوري شما و ازدحامی از چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 86/06/02 و ساعت 20:51 |